خبر به دورترین نقطه ی جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشر از اینکه پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه میکنی اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی برود ازدلت جدا باشد
به انکه دوسترش داشته به آن برسد
رها کنی بروند دوتا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کندکه ... نه! نفرین نمیکنم،نکند
به او که عاشق او بودم زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خداکند زود آن زمان برسد زنده یاد نجمه زارع
سلا خیلی قشنگ بود سمیه جون
ممنون از این شعر زیبا
مرسی که بهم سرزدی
خوش حال شدم این شعرم قابل شما رو نداره
دوستدارم
ممنون سمیه گل که بیادمون هستی
ماهم دلمون برات تنگ شده
بامید دیدار
چه وبلاگ خوشگل موشگلی داری





.
.
.همش تقصیر این مدرسه هاست




وای دلم برای علی ضیا جونم تنگ شده آخه خیلی وقته نمیتونم نیمروز و گزینه ی جوان رو ببینم
دلم براش خیلیییییییییییییییییی تنگ شده
بای بای سمیه جون
من و تو دردمون مشترک
منم دلم برای نیمروز و علی ضیا خیلی تنگ شده
راستی خوش حال شدم به وبلاگم سرزدی بازم بیا راستی نظرت رو درباره ی شعر ها و دلنوشته ها هم بگو
شعرت قشنگ وتاثیرگذاربود....
عزیزدلم غصه نخور...بغضتوهم نخور...بیاسرشونه ی خودم گریه کن...ماهمه باتوییم سمیه جون...دلم برای علی ضیاخیییییییییییییییییییییییییییییییییلی تنگیده...
چندین وقت که ندیدمشششششششششششش....
سمیه جوووووووووووووون خیلی زیبابودن...منویادکسی انداختن که روزی عاشقش بودم....خیلی ماهی عزیزدلم...وبلاکتم مث خودت ماهه...
مرسی که اومدی خیییییییییییییییییییییییییلی خوشحال شدم
منم مثل همه ی شما دلم براش خیلی تنگ شده
توهم خیلی گلی دوستدارم
راستی بازم بیا
توی باغا گل سرخی توی اسمون ستاره...جایی رو سراغ ندارم که نشون ازتونداره...دلم خیلی بهونه ی سیدعلی روکرده...اما اون چی؟حالاتوکاشان داره حال می کنه ودنیاش سرشاردل به نشاطیه...چه عجیبه که بعضی چیزااین همه دوروغیرقابل دسترسن...
ممنون از حضورت مهربان
منم با تو موافقم اما چه میشه کرد باید بسوزیم وبسازیم
بازم سربزن خوش حال میشم
مرسی ازینکه کامنتاموجواب میدی گلی...بهووووووووووووووونه خودم هستم...خواستم فضای وبلاگت سرشارازاسمای متفاوت بشه...میدونی عاشقی بددردیه وبی عشقی یه دردبدتر...یه کلام از بزرگترین روانشناس دنیا{امام علی}:ترسوخطری راکه بزرگ نیست درنظرت بزرگ جلوه میدهد...خیلی قشنگه نه؟
آره خیلی قشنگه گلم
بنظرت اون بانویی که علی ضیابخاطرش قطعه ی ادبی در کرده کیه؟شایدراضیه باشه...راستی من هرامکاناتی که فکرکنی دارم امممممممممممممممممادرس خوندنم نمیاد...
بنظرشماچی کارکنم...؟توروخدااگه کمکی ازدستت برمیاددریغ نکن دخترقشنگم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!مشاورم همش سعی داره کمکم کنه شمادوستای گلم هم کمک کنین.
مرسی از حضورت
راستش منم اطلاعی ندارم
اما درباره ی اون قطعه ادبی... نمیدونم من که فکر میکنم مادرش باشه یا شایدم...خوب مگه سیدا دل ندارن
سلام عزیزم حالت خوبه ؟
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود واقعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا لذت بردم . تو نمی دونی من احساسم ظریفه سریع گریه ام می گیره ؟ چرا از این چیزا می زاری ؟
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
زهرا خیلی خوشحال شدم
بازم بیا دوستدارم
در پناه مولا علی باشی
احساس ظریف دیگه چه صیغه ای گلم؟درانتخاب واژه هات دقت کن....